روزنوشت‌ها

بعد از مدت‌ها؛ نوشتن برای هیچ!

آخرین نوشته‌ام برای آبان ۱۴۰۰ (۵ سال پیش) است. زمانی که درگیر کرونا بودیم. کتاب می‌خواندم؛ مارکتینگ کار می‌کردم و نمی‌دانستم که در آینده چه خواهد شد. در دفتر نردوما مشغول به کار بودم و منتظر فرصت‌های رشد و توسعه؛ چه توسعه شخصی و چه توسعه در کسب‌وکار.

طی این چند سال، گاهی برای خودم روزانه نوشتم. از آن چیزی که گذشت، آن چیزی که تجربه کردم و فهمیدم. هیچ موقع پشت سر هم ننوشتم. اما الان ۲۰ روز است به‌طور مداوم نوشتم. روزگار جنگ را نوشتم و تمام افکار و مشاهداتم رو.

تصمیم گرفتم به نوشتن در سایتم برگردم. این بار با تجربه‌های متفاوت. تغییرات موضوعی زیادی در سایت ایجاد می‌کنم. مارکتینگ موضوع اصلی نیست. سئو را تقریبا فراموش کرده‌ام. گاهی از مدیریت می‌نویسم. از هدف‌گذاری،‌ از درس‌هایی که یاد گرفتم و تجربه کردم. گاهی از سازمان‌های مردم‌نهاد می‌نویسم. از جامعه. از آن چیزی که بسیاری از مردم فرصتش را ندارند یا نمی‌خواهند ببینند.

شاید ذره ذره برای این نوشته‌ها مخاطب پیدا شود. شاید هم نشود. فعلا فقط قصدم این است که این روند را ادامه دهم.

امروز ۵ فروردین؛ ساعت ۲۳:۵۵. روزی روزگاری ایران!

سجاد ابوالحسنی

مارکتر سابق که به طور جدی حدود ۳ سال هست که در زمینه مدیریت سازمان‌های مردم‌نهاد فعالیت دارم. می‌نویسم تا بیشتر بدانم که نمی‌دانم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا